ساعاتی پیش فیلمی منتشر شد از اعترافات آیات القرمزی. آیات حسن یوسف القرمزی دختر ۲۰ساله شاعر بحرینی که در جریان اعتراضات به حکومت بحرین بعلت سرودن و انتشار شعر اعتراضی در تظاهرات توسط مأموران حکومت دستگیر و زندانی شده بود، روز دوشنبه 20 ژوئن 2011 در تلویزیون دولتی بحرین از حکومت بحرین و خلیفه عذرخواهی کرد.
آیات القرمزی در برنامهی «حوار مفتوح» که «سعید الحمد» مجری آن است، تأکید کرد که به طور جدی از سرودن و قرائت قصیدهی خود پشیمان است.
آیات در این پیام کوتاه 20 ثانیهای میگوید: «من به طور جدی از آنچه انجام دادهام، و از گفتن آن الفاظ در حضور جمع، نسبت به ملک و در حق جناب نخستوزیر ، پشیمان هستم و از کلام خود عذرخواهی میکنم.»
گفتنی است در یکی از این تجمعاتی که در ۲۳ فوریه ۲۰۱۱ واقع در میدان لؤلؤ برگزار شده بود، آیات شعری بر ضد حکومت آل خلیفه و خصوصا شخص خلیفة بن سلمان آل خلیفة نخست وزیر بحرین خواند.، به همین علت یک دادگاه بحرینی آیات القرمزی را به یک سال زندان محکوم کرد.
پیش از این برای این شاعر در ایران مراسم گرامیداشتی برگزار شده بود که هزینه آن توسط نهادهای دولتی تامین شد.
اما نکته جالب توجه نحوه برخورد رسانه های حامی ولایت فقیه در ایران با این موضوع است.
در اعتراضات بحرین با کمتر از 50 کشته؛ شاعر معترض را به حداکثر یک سال حبس محکوم کردند اما در ایران وبلاگ نویس ها و روزنامه نگاران و اساتید دانشگاه زیر شکنجه جان می سپارند.
در سوریه تانک های اسد بیش از 1200 مرد و زن و کودک را غرقه به خون کردند و حامیان ولایت فقیه در سکوت به دنبال توجیه این کشتار هستند.
از همان روزهای آغاز قیامهای مردمی منطقه؛ رژیم اسلامی حاکم بر ایران تلاش کرد تا با فرافکنی و موج سواری، این قیام ها را موج بیداری اسلامی! نام نهد و حتی از این فراتر روند و در موارد متعدد و از تریبون های مختلف این قیام ها را الهام گرفته از انقلاب ایران و متصل به آن بدانند. از جلسات و نشست های پر هزینه گرفته تا هم اندیشی و همایش و شوهای تلویزیونی و صرف میلیاردها تومان از سرمایه ملی همگی تنها برای این بود تا افکار عمومی ایران و بخش هایی از جهان اسلام از واقعیت این قیام ها دور شود. هرچند در موارد متعددی همین شوها محلی برای رسوایی های بزرگ بود
این واقعیت که مردم منطقه پس از قیام مردمی ایران در سال 88 اینک برعلیه دیکتاتورهای خود برخواسته اند می توانست قیمتی گزاف برای حاکمان ایران باشد. در همین گیر و دار و پس از مانورهای وسیع تبلیغاتی بود که قیام مردم سوریه شکل گرفت. به جرات می توان گفت خواب شیرین آیت الله های ایران به سرعت تبدیل به بدترین کابوس آنها شد و اینگونه شد که درباره سوریه مجبور به دروغ پراکنی های رسانه ای و اعزام نیرو و مشاور برای بشار اسد شدند.
شباهت فوق العاده در سرکوب مردم توسط دیکتاتورهای منطقه و حاکمان ایران و نیز شیوه های انعکاس و توجیه این اخبار در رسانه های حکومتی حتی مرغ پخته را هم به خنده وا می دارد.
در این نمونه اخیر همه به یاد داریم ماجرای اعترافات تلویزیونی پس از انتخابات را که محملی برای مانور حامیان علی خامنه ای در ایران بود. توبه نامه هایی که از اوین و کهریزک صادر می شد هیچگاه مورد تایید مردم نبود البته در برابر همه انتقادها حکومت ایران دقیقا مشابه آل خلیفه در بحرین عمل کرد.
اما ذهن های ما خوب به یاد دارد که رسانه وقیح رهبر ایران با چه طمطراقی از شترسوارهای مبارک سخن راند و تصویر منتشر کرد حال آنکه هنوز هم در هر مناسبتی موتورسوارهای به اصطلاح حزب الله همان شیوه را برای سرکوب مردم در دستوردارند.
با انتشار این فیلم بازهم رسانه های ولایت مدار باید به فکر توجیه و تبلیغ برآیند . انگار چاهی که حفر کرده اند روز به روز عمیق تر می شود و آنها همچنان در آن دست و پا می زنند و مجبور به پرداخت هزینه های بیشتر هستند.




بر کسی پوشیده نیست که سوریه پایگاه اصلی ایران و استراتژیک ترین منطقه برای جمهوری اسلامی است. سقوط سوریه، مانند مصر و تونس و یا گسترش اعتراضات مشابه یمن و بحرین و لیبی می تواند پایان همه خوابهای خوش دیکتاتور ایران باشد.