در درگیری های انتخاباتی امروز ممسنی 3 نفر کشته شدند.
امروز و در جریان رای گیری در حوزه انتخابیه شهرستان ممسنی واقع در استان فارس یک درگیری قومی رخ داد که در آن 3 نفر کشته شدند. گفته می شود یکی از کشته شدگان یک سرباز نیروی انتظامی است. از تعداد زخمیان این حوادث اطلاعی در دست نیست اما به گفته منابع مطلع تعدادی از ساختمانها در شهر نورآباد به آتش کشیده است.
هم اکنون درگیری های مسلحانه در این شهرستان در برخی مناطق به صورت پراکنده ادامه دارد و فضای شهرهای نورآباد، مصیری و بابامیدان در این شهرستان ملتهب و امنیتی گزارش می شود.
به نظر می رسد این درگیری ها همچنان ادامه داشته باشد. اخبار تکمیلی در این زمینه در همین پایگاه اعلام می شود.
درگیری مسلحانه امروز در نورآباد فارس سه کشته برجا گذاشت.
مارس 2, 2012کارت بسیج اصغر فرهادی
فوریه 27, 2012خدایگان پیاز خور – اندر حکایت مصالحه هسته ای آغا !
ژانویه 22, 2012این متن نوشته دوستی هنرمند و خوش قلم است که با امضای مستعار جلزپلز قلم می زند. خواندش در این شرایط خالی از لطف نیست. بخش هایی از این نوشته نگاهی به یک حکایت شیرین و قدیمی دارد که حالا شده داستان تلخ ما !
.
روزی روزگاری در دیاری، ملایی حاکم شده بود. او لباس ملایان به تن داشت و ثروت پادشاهان در کف و مردمی ساده در پیرامون.
ملا هر روز منبر می رفت و فریاد دشمن دشمن سر می داد و هر چه دور و برش می گذشت را فتنه و انحراف و هجمه لقب می داد.
دور و بری های ملا که از مکنت او بهره های فراوان می بردند هر روز در گوشه ای از شهر مدیحه سرای او می شدند. یکی در میدان و آن یکی در برزن و دیگری بر بام، کرامات ملا را فریاد می زند. هر که بیشتر بر کراماتش می افزود بیشتر صله می گرفت. کار بدانجا رسید که بر ملا مشتبه شد که موهبتی آسمانی بر مردم شهر است و کم کم خدایی پیشه کرد و ملای داستان ما مولا شد.
دستگاهی فراهم آورد از ضرب و زر و زور و تزویر و طرب که همه در خدمتش بودند و هر چه از رعیت بی نوا می گرفت مواجب این دستگاه می شد.
حالا دیگر ملا به دیار خود قانع نبود. می خواست آوازه خدایی اش به همه اکناف برسد و خدای جهان شود. این شد که در هر دیاری اسباب نزاع بود سر و کله ملا پیدا می شد تا بلکه از آب گل آلود ماهی بگیرد و مولای دیگر مردم هم بشود!
اما امان از بی عقلی های ملا که فکر می کرد او تنها حاکم سرزمین هاست. کم کم ملا های دیگر هم سر و کله شان پیدا شد و تاختند به این ملای خود خدا خوانده که؛ اوضاع جهان تو را چه صرف و دخل است؟
هر چه می گفتند ملا گوش نمی کرد و بیشتر شلتاق می کرد. عاقبت همه ملا های دنیا جمع شدند دور هم که چه بکنند با این چموش!
سرانجام قرار شد باجی به ملا بدهند که دست از دمبک و دستک و جفتک بردارد. ملا که دست بر نداشت هیچ … توهم خدایی اش و مجیز گویی دور و بری هایش بیشتر باد به غبغبش انداخت و عزمش را جزم کرد تا هرچه دم دستش است غنی کند و در منجنیق تهدید نهد. مدتی آویزان ملای دهکده همسایه شد و با کمک او چند گوی آتشین آفرین فراهم آورد. غره شد و عربده کشید و نفس کش طلبید.
این بارملاهای جهان گفتند تنبیهش می کنیم. پیغام دادند که از ادعای خدایی کوتاه بیاید و ساخت گوی آتشین را متوقف کند و جریمه ای بدهد و ماجرا تمام شود… که نشد. ملا اما ساز و دهلش را بیشتر کرد و بر ضرب و کوس خدایی کوبید و دمید اما کوتاه نیامد.
ملایان جهان کاسه صبر لبریزشان را در کف نهادند و به ملای قصه ما گفتند، یا باید روزی یک من پیاز بخوری یا جریمه ات می کنیم. ملا زیر بار نرفت و ساز و برگ نبرد مهیا کرد.
ملایان جهان که دیدند تهدید به زور افاقه نمی کند ین بار گفتند یا پیاز را بخور یا ترکه ؟
ملا گفت پیاز را که نمی خورم هیچ ترکه هم می زنم!
روزگاری به همین منوال و جدل گذشت و مردم دیار ملا که حالا از دنیا دور افتاده بودند به فلاکت نزدیک تر می شدند. هر روز که می گذشت مردم ملا یا از گرسنگی می مردند یا از سر ناسزگاری بالای دار می شدند.
زندان ها پر شد از مردمان پر عقل و شهر پر شد از شکم های خالی. ملا کم کم به خود آمد و دید با این وصف دیگر نه مردمی می ماند که بر آن حکومت کند و نه دیاری که بر آن حکم براند. حالا ملا مانده بود و چند تایی عمله ضرب و زور که مواجب بگیرش بودند.
ملا که اریکه خدایی اش را در خطر دید چشمکی و غمزه ای کرد برای ملایان جهان. با خود اندیشید و گفت این که جریمه بدهم و از مقام خدایی کوتاه آیم هرگز مباد و اگر پیاز خورم که در شان خدا نیست و آنگاه در کوی و برزن می گویند خدایگان پیاز خور!
همان به که ترکه را بخورم بلکه بدین سبب اسباب مظلوم نمایی را هم مهیا کنم.
ملا برا حفظ بارگاه و اریکه اش، قید گوی آتشین و غنی کردن را زد و با پای خود به فلک رفت و کمتر از نیم ترکه ها را که خورد بنای تغییر رای داد و با خود گفت؛ خدایگان پیاز خور بهتر از ملای لنگ و ترکه خورده و رسواست. الان است که صدای زاری ام بلند شود و آنگاه مرد پرسند این چه خداییست که دردش آمد؟!
پیاز را می خورم و می گویم اشکم از برای ملت و اجدادم است. ملا که در منبرهای اشک و مشکی، ید طولایی داشت بساط تشت پیاز طلب کرد و از نیم ترکه ها رها شد.
اما ای دل غافل که پیازهای ملایان جهان، خر را به زمین می کوبید، چه رسد به ملای علیل از ترکه.
تشت پیاز به نیمه نرسیده بود که ملا دید عربده ها و اشک هایش از شان خدایی به دور است. با خود اندیشید که این رسوایی خدایگان را سزا نیست و مبادا که در این اثنای عربده و گریه، بادی از او رها شود و تتمه اعتبار خدایی اش از بین برود.
ملای بیچاره هر چه فکر کرد دید بهتر است از مقام خدایی استعفا دهد و جریمه را بدهد بلکه بدین سان دست کم میان همان اندک طرفدارنش همچنان ملا بماند.
این شد که ملای قصه ما هم ترکه را خورد و هم پیاز را و هم خدایی را وانهاد و جریمه داد.
و این بود داستان ملای علیل و خدایگان پیاز خور و مجرم جریمه داده به قلم مورخ معاصر جلزپلز.
سیرک 9 دی و بازخوانی شگرد تبلیغاتی حکومت
دسامبر 30, 2011از همان فردای عاشورای خونین 88 دستگاه تبلیغاتی خامنه ای دست به کار شد. از یک طرف با خشم مردم نیروهای نظامی مفتضح و رسوا شده بودند و ناکارآمدیشان عیان شده بود و از سوی دیگر جنایت ها و خونریزی های آنان و مشابهت هایش با عاشورای ترسیمی منبرها هر آدم مذهبی را متاثر می کرد. اکنون آنها از هردو سو بازنده بودند و تنها امیدشان به تکرار کارنوال عاشورای زمان انتخابات خاتمی بود. آنها خوب می دانستند بخش قابل توجهی از مردم ایران حساسیت ویژه ای به عاشورا دارند. بنابراین شروع به گسترده ترین تبلیغات در نوع خود کردند. حجم تبلیغات نهم دی در میان دعوت به سایر راهپیمایی ها چنان بی سابقه بود که برای ندیدن یا نشنیدن آن فقط باید نابینا و ناشنوا می شد.
در تمامی شبکه های رادیویی و تلویزیونی، بیلبوردهای سطح شهر، کیوسک های روزنامه و حتی بدنه ماشین های دولتی و اتوبوس ها می شد نشانه هایی از تبلیغات برای 9 دی دید. محور مشترک همه این تبلیغات هم حرمت شکنی عاشورا و هدف آن تحریک عواطف مذهبی بود. حتی به گونه ای عجیب نشانه های سیاسی یا حکومتی نظیر تجدید بیعت با رهبری و نظام در آن دیده نمی شد. این خود نشان می داد رویکرد تازه ای در پروپاگاندای رژیم آغاز شده است. چرا که از همان ساعات آغازین راهپیمایی حاکمیت شعارهای جدیدی را مطرح کرد و موضوع ولایت و نظام را هم به داستان نهم دی افزود. مصداق بارز آب گل آلود و ماهی گیری .
اما شانتاژ های گسترده خبری و تصاویر گزینشی پایانی نداشت. حاکمیت اکنون فرصتی پیدا کرده بود تا همه تحقیرها و شکست هایش را پوشش دهد و باز هم با یک سیرک بزرگ اعتبارش را قوام بخشد. در آن روز تقریبا تمامی امکانات دولتی برای این راهپیمایی تجهیز شد.
نکات جالبی که در خصوص راهپیمایی نهم دی مشهود است تاکید خاص حکومت بر خودجوش بودن آن است!!!
اما اگر واقعا این راهپیمایی خودجوش بود چرا چند روز پس از عاشورا اتفاق افتاد؟! پاسخ ساده است. باید امکانات دولتی تجهیز می شد تا با تمام قوا به میدان آمد.
شهرداری تهران و شرکت هاتف شهر (وابسته به شهرداری تهران) موظف شدند تا 50 درصد ظرفیت تبلیغات شهری را به نهم دی اختصاص دهند. بیش از هزاران بنر و استند در هاتف شهر چاپ شد و استند های مهم شهر تهران به این کار اختصاص داده شد تا جایی که سازمان زیباسازی شهرداری تهران به تعدادی از شرکت ها دستور داد بنرهای تجاری را به مدت سه روز در اختیار این سازمان بگذارند.
پوسترهای نهم دی که در تیراژ میلیونی چاپ شده بود بین اتوبوس ها و تاکسی ها توزیع شد.
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی امکانات ویژه ای برای تمامی هیات های مذهبی قائل شد تا در این راهپیمایی شرکت کنند.
اما مهم ترین تصمیم در ادارات دولتی بود. طی بخشنامه ای تمامی ادارات دولتی موظف به تعطیلی زود هنگام در روز راهپیمایی شدند. تنها در یک نمونه وزارت کشور نیم ساعت قبل از مراسم تعطیل شد و هزاران کارمند آن که عازم منازل خود بودند بایستی از شاهراه اصلی راهپیمایی نهم دی در خیابان انقلاب می گذشتند. بسیج ادارات و کارخانجات و محلات هم با تامین سرویس ایاب و ذهاب ملزم به شرکت نیروهایشان در این کارنوال بودند.
شاید به جرات بتوان گفت حکومت بزرگترین تدارک تجهیزاتی و تبلیغاتی را تا آن زمان در نظر گفت. هرچند که این تجربه را در 22 بهمن همان سال تکرار کرد اما به دلیل تحریک عواطف مذهبی مردم در نهم دی این کارنوال موفق تر بود.
نکته مهم این راهپیمایی آن بود که تمام پتانسیل و توان نظام در نهم دی خلاصه می شد. یعنی تمام حامیان مذهبی و سیاسی حکومت ایران همان هایی بودند که در نهم دی به خیابان آمدند و تقریبا بر کسی پوشیده نیست که همچنان راهپیمایی محصور و محدود 25 خرداد باشکوه تر از نهم دی بود.
خبرگزاری فرانسه هم اکنون: فرانسه علاوه بر تحریم بانک مرکزی خواستار تحریم نفت ایران شد
نوامبر 21, 2011فرانسه هم به جمع تحریم کنندگان ایران پیوست
فرانسه علاوه بر تحریم بانک مرکزی خواستار تحریم نفت ایران شد
دقایقی قبل مجمع عمومی سازمان ملل ایران را محکوم کرد
نوامبر 21, 2011مجمع عمومی سازمان ملل متحد پرونده حقوق بشری ایران با 86 رای محکوم کرد این یک رکورد تازه تعداد آرای موافق در این زمینه است. هم اکنون بسیاری از رسانه های جهان در حال مخابره این خبر هستند لحظلتی پیش کشورهای مجمع عمومی با ۸۶ رای مثبت و ۵۹ رای ممتنع به قطعنامه حقوق بشر ایران رای مثبت دادند. این چهارمین واکنش سازمان ملل در دو ماه گذشته نسبت به ایران است گفته می شود گزارش احمد شهید در خصوص ایران نقش موثری در جلب آرای موافق داشته است
اثر هنری و نامه جالب یک کودک ایرانی در خانه هنرمندان (تصویر)
اکتبر 14, 2011هفته گذشته به مناسبت روز جهانی کودک نمایشگاهی از آثار کودکان و نوجوانان ایرانی در خانه هنرمندان برپا شده بود. ؛ یکی از کارهای جالب و قابل تامل در میان آثار هنری این نمایشگاه نامه یک دختر خردسال بود. به نظر می رسد در میان همه اخبار ناگواری که از ایران می رسد ( از اعدام گرفته تا شلاق ها و زندان ها و ترور و… ) این نامه ساده و کودکانه ؛ امید را در دل ما زنده کند. من شخصا وقتی این نامه را خواندم در برابر همه کودکان ایران احساس مسئولیت کردم.
این نامه ساده را اگر خوب بخوانی آرزوهای ساده کودکی را می بینی که تحقق آن تنها در گرو ساختن ایرانی آباد و آزاد و امن است.
دقایقی پیش اعلام شد : کشف عملیات تروریستی ایران در آمریکا
اکتبر 11, 2011دقایقی قبل وزیر دادگستری آمریکا رسما اعلام کرد دو ایرانی عضو سپاه قدس قصد ترور سفیر عربستان را داشتند که یکی از آنها بازداشت شده است. مشروح این خبر مهم به زودی منتشر می شود. این بمب گذاری بزرگ قرار بود در یک رستوران انجام شود که در صورت وقوع بیش از 150 آمریکایی کشته می شدند. دولت آمریکا اعلام کرده این بزرگترین رشته عملیات های تروریستی پس از 11 سپتامبر بر علیه آمریکا است.
افردمذکورکه توسط اف بی آی شناسایی شدند احتمالا غلام شکوری منصور ارباب سیار نام دارند اعتراف کرده که مقامات ایران و مقامات بلند پایه سپاه برای شروع فاز اول این عملیات بزرگ 100 هزار دلار در نظر گرفته بود. دولت مکزیک در شناسایی این تروریست سپاه قدس ایران نقش فعالی داشته است. تمامی نهادهای امنیتی آمریکا به حال آماده باش درآمده اند و احتمالا عربستان به زودی سفیر خود را از ایران فرا می خواند.
هر ایرانی یک ستاد – هر ایرانی یک سی دی
سپتامبر 17, 2011ما عادت داریم پوزه دیکتاتور را به خاک بمالیم
پیشنهاد من این است که تمام ایرانیان به هر شکلی که نسخه کامل فیلم بی بی سی درباره علی خامنه ای را به دست آوردند در تیراژ گسترده تکثیر و پخش کنند. به ویژه در میان کسانی که به اطلاعات آزاد دسترسی ندارند.
این کار نیاز به یک فراخوان سراسری و عزم جدی دارد.
از همه دوستان که با این پیشنهاد موافقند دعوت می کنم با رعایت مسائل امنیتی این فیلم را در سطح گسترده تکثیر کنند.
تحلیل جالب دروغپردازی امشب سیمای ضرغامی !
اوت 25, 2011مطلب زیر به قلم مهرداد آریا پژوهشگر پروپاگاندا و تبلیغات سیاسی نوشته شده است.
پس از کره شمالی؛ حکومت ایران دومین کشوری است که به عریان ترین شکل ممکن اخبار دروغ را منتشر می کند. نمونه زیر تنها یکی از اخبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی است که امشب پخش شد و در این مطلب آن را بررسی کردم.
اخبار جمهوری اسلامی: میلیاردها دلار پول مردم لیبی در بانک ها ی غربی مسدود است و آنها پس نمی دهند…. (نقل عینا تیتر خبر بخش های مختلف خبری)
اخبار شبکه های جهانی: 1- خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داده که آمریکا از شورای امنیت سازمان ملل خواسته است 1.5 میلیارد دلار دارایی های لیبی را از انسداد خارج کند. اما اتحادیه آفریقا با این موضوع مخالفت می کند.
2- یک منبع دیپلماتیک آمریکایی گفته اگر آفریقای جنوبی (از اعضای شورای امنیت) با انتقال یک و نیم میلیارد دلار از اموال مسدود شده لیبی به شورای انتقالی موافقت نکند، آمریکا خواستار رای گیری شورا در این مورد می شود.
3- سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا، اعلام کرد کشورش آماده میشود تا ۵۰۵ میلیون دلار از داراییهای لیبی که در این کشور بلوکه شده را آزاد کند.
4- یک مقام آفریقای جنوبی گفت که کشورش مخالف آزاد شدن داراییهای مسدود شده لیبی برای کمکهای انساندوستانه به مردم لیبی نیست.
یکی از تکنیک های مهم پروپاگاندای گوبلزی استفاده از اخبار دروغ لابه لای اخبار درست است. این تکنیک هر روزه صدها بار در رسانه های دولتی ایران مورد استفاده قرار می گیرد. در این مطلب تنها یک نمونه از این اخبار را بررسی می کنیم.
بخش های سبز رنگ اخبار کاملا درست و قسمت های قرمز تیره اخبار کاملا دروغ است. همچنین بخش های تحریف شده و گزینشی به رنگ قرمز روشن نشان داده شده است. در این بخش گزارش های عینا ترجمه شده با خط تیره نشان داده شده که برای اعتبار بخشیدن به اخبار استفاده می شود.
در ادامه اخبار هم تحلیل و نتیجه گیری کاملا یک سویه به انتهای خبر اضافه می شود که تنها در رسانه های دولتی ایران به این شکل گسترده مرسوم است.
همانطور که مشاهده می کنید تجمع اخبار درست در ابتدای خبر است. به لحاظ روانشناسی این شیوه باعث جلب اعتماد مخاطب می شود و پس از آنکه شنونده خبر در متن اخبار غرق می شود خبر دستکاری شده را به او تزریق می کنند.
استفاده از تصاویر نیز در این گزارش تا حد زیادی اهداف خبر رسان را دنبال می کرد که البته در این بررسی به آن اشاره نشده است.
سیاه نمایی از وضعیت آشفته لیبی و تاکید بر جنگ داخلی و اوضاع آشفته این کشور نوعی اخطار نامحسوس است که در ضمیر ناخودآگاه مخاطب می نشیند تا بداند عواقب اعتراض و تغییر حکومت چنین خواهد شد.
ایجاد این حس نیز در زمان بروز اعتراضات داخلی در ایران بسیار راهشگا بوده است، چرا که عده زیادی نگران تبدیل شدن وضعیت کشور به آن شرایط هستند و حاضرند در سایه یک دیکتاتوری مقتدر امنیت داشته باشند تا برای یک حکومت آزاد این همه هزینه بپردازند.
استفاده از کلمات و بار معنایی آنها، بخش دیگری از این فرآیند حساب شده است.
به عنوان مثال در این اخبار بر کلمه های » دارایی های مردم لیبی » تاکید می شود. حال آنکه این دارایی ها در زمان قذافی بلوکه شده و در آن زمان جزو دارایی های حکومت لیبی و قذافی بود که بر علیه مردم استفاه می شد. هرچند اکنون این دارایی ها متعلق به مردم است اما خبر به گونه ای القا می کند که گویی غربی ها دارایی های مردم را مسدود کرده اند و نه دارایی ها دولت سابق لیبی را.
نکته دیگر دراین خبر تکرارکلمه » غرب » است که در میان کلمات کلیدی خبر، بیشترین فراوانی را دارد. واژه مبهم غرب در بسیار از اخبار ایران تکرار می شود و راه گریزی است برای پوشش اخبار نادرست و تحریف شده.
اگر در یک خبر به نام یک کشور خاص غربی اشاره شود امکان بررسی خبر و کشف راست یا دروغ بودن آن ادعا یا خبر راحت تر خواهد بود. حال آنکه وقتی مثلا می گوییم؛ غربی ها گفته اند دارایی ها را آزاد نمی کنند … مشخص نیست کدام کشور این را گفته و در نتیجه نمی شود صحت آن را اثبات کرد.
در نهایت این قبیل اخبار با یک تحلیل یک سویه و نتیجه گیری جانبدارانه تیر خلاص را به مخاطب می زند و او را وادار به نوعی واکنش احساسی می کند.
اکنون باید خود را در جایگاه فردی قرار دهید که در طول روز این اخبار را چندین بار به همین شکل از ده ها رسانه دولتی به طور مداوم می شنود. به یقین شما هم با من موافق و هم سخن هستید که یک انسان معمولی بدون دسترسی به اطلاعات آزاد در چنین شرایطی جانب رسانه های دولتی را خواهد گرفت.
در مطالب بعدی اخبار بیشتری در این زمینه را بررسی خواهم کرد.
معاون وزیر ارشاد: تدارک فیلمسازی برای زندانیان / زندان های ایران هتل است !
ژوئیه 28, 2011
آقای شمقدری (معاون سینمایی وزیر ارشاد ) خبر تازه ای دارد. او ضمن اینکه گفته زندان های ایران مثل هتل هستند به روزنامه نگاران توصیه کرده خود از نزدیک به آنجا بروند و ببینند.
من نمی دانم چرا آقای شمقدری که فیلمساز هم هستند تشریف نمی برند داخل اوین فیلم بسازند؟ اساسا مگر هتل جای بدیست ؟! آقای شمقدری ، هم شما و هم برادر الکترونیک خوانده شما که عضو هیات مدیره سینمای جوان است! و از قضا تهیه کننده فیلم پایان نامه هم هست خوب بلدید فیلم بسازید. بنابراین امکان اقامت یک هفته ای در این هتل برای شما کار ساده ایست. البته امیدوارم آقای شمقدری تحمل یک شب دوری از خانواده اش را داشته باشد. چون استثناً در این هتل نمی تواند زن و فرزندش را با خود ببرد. خبری هم از منشی و مستخدم و ملیجک و … نیست.
به هر حال ما از حامیان فیلم پایان نامه جز این انتظاری نداریم.
اما فراز مهم سخنان این نخبه هنری ! اینجاست:
… وی همچنين از پيگيری معاونت سينمايی برای نمايش فيلم در زندانها خبر داد و گفت: در تلاش هستيم برخی فيلمها را برای زندانيان نشان دهيم و حتی شرايطی را برای فيلمسازی آنها فراهم کنيم.
همه ما به یاد داریم که روزی امام خمینی گفت زندان ها باید دانشگاه شود. حالا هم شد. از استاد تا دانشجو آنجا هستند.
دلیل این گفته آقای شمقدری از دو حال خارج نیست: یا فهمیده است در زندان چقدر هنرمند داریم. و یا قصدشان است علاوه بر اینکه زندان دانشگاه شده پایگاه فیلم سازی هم شود.
تعجبم از این است که چرا یک باره پیشنهاد برگزاری جشنواره فجر در زندان را نداند.
پروژه حذف هاشمی با حکم امروز رهبر ایران کلید خورد !
ژوئیه 25, 2011بالاخره آرزوی دیرین مخالفان هاشمی به ثمر نشست. زمینه حذف تدریجی هاشمی رفسنجانی و کم شدن قدرت مجمع تشخیص مصلحت نظام با حکم تازه رهبری کلید خورد.
ساعاتی پیش سید علی خامنه ای در حکمی آيتالله محمود هاشمي شاهرودي را به رياست هيات عالي حل اختلاف و تنظيم روابط قواي سهگانه منصوب كرد!
یقینا رهبر ایران در معادلات سیاسی خود حذف ناگهانی هاشمی را به صلاح ندانسته و در نتیجه زمینه کاهش قدرت و حذف تدریجی او را چیده است.
هرچند برکناری هاشمی از ریاست خبرگان رهبری آغاز این حذف نامیده شد اما همه تحلیلگران بر این عقیده بودند که نهادی تشریفاتی و فاقد اثر مثل خبرگان نمی تواند برای رهبر ایران و حامیان او تهدید به شمار آید خواه با هاشمی یا بدون او.
حکم امروز رهبر ایران عملا مهم ترین اهرم قدرت و کارایی رفسنجانی رو از او گرفت تا زمینه برای حذف خزنده یار دیرین علی خامنه ای فراهم شود. بدین ترتیب باید انتظار داشت بخش های زیادی از وظایف مجمع در آینده به این هیات تازه تاسیس محول شود.
متن حكم به شرح زير است:
بسمالله الرحمن الرحيم
آيتالله جناب آقاي سيدمحمود هاشمي شاهرودي دامت بركاته
در اجراي بند 7 اصل 110 قانون اساسي، هيات عالي حل اختلاف و تنظيم روابط قواي سهگانه به منظور بررسي و ارائه نظرات مشورتي در موارد حل اختلاف و تنظيم روابط سه قوه تشكيل ميگردد و جنابعالي و آقايان: حجتالاسلام سيدمحمد حسن ابوترابي، سيدمرتضي نبوي، عباسعلي كدخدايي و سيدصمد موسوي خوشدل به عنوان اعضاي آن هيات عالي براي يك دوره پنجساله انتخاب ميشويد. رياست هيات مذكور به عهده جنابعالي خواهد بود.
لازم است مسوولان عالي نظام خود در تعامل با يكديگر، روابط قوا را به نحو مطلوب تنظيم و اختلافات احتمالي را رفع كنند و كمال همكاري را با هيات مذكور به عمل آورند.
از خداوند متعال توفيق همگان را خواستارم.
سيدعلي خامنهاي
3 مرداد ماه 1390
احتمال دستگیری قریب الوقوع استاد احمد قابل
ژوئیه 20, 2011
لحظاتی قبل استاد احمد قابل پژوهشگر دینی و از شاگردان نزدیک به آیت الله منتظری در فیس بوک خود چنین نوشت:
ساعت 9 و اندی بود که یک تماس تلفنی، خبر از احضاریه ی اجرای احکام دادگاه انقلاب مشهد را داد. الآن که در سفرم و ظاهرا باید در هفته ی اول امرداد، خود را به آن نهاد حکومتی معرفی کنم.
اگر فرصتی نیافتم که در خدمت دوستان باشم، از همه حلالیت می طلبم و برای همه ی دوستان و هم میهنانم آرزوی شادی و تندرستی و سرفرازی را دارم. خدا نگهدار
احمد قابل که بارها پیش از این به جرم نامه نگاری به رهبر ایران و انتقاد از حجاب اجباری احضار و بازجویی شده بود، در سال ۱۳۸۰ نیز بازداشت و پس از تحمل ۱۲۵ روز زندان انفرادی در اوین، به قید وثیقه آزاد شده بود. اتهامات او در آن زمان اقدام علیه امنیت ملی، اهانت به رهبر و تبلیغ علیه نظام عنوان شده بود. در ۲۹ آذر ۱۳۸۸ احمد قابل که بعد از درگذشت آیت الله منتظری برای مراسم تشییع او از مشهد به قم سفر میکرد در بین راه بازداشت شد. او سرانجام پس از تحمل حدود ۱۷۰ روز زندان، با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون ریالی و با حکم رییس شعبه ۵ دادگاه انقلاب مشهد آزاد شد. اولین جلسه دادگاه قابل، روز ۲۹ اردیبهشت برگزار و قرار تامین وثیقه صادر شد.
بدین ترتیب پس از احضار شمس الواعظین و قابل باید منتظر دیگر فعالان مدنی و سیاسی باشیم که یک به یک به زندان فراخوانده شوند.
به نظر می رسد حاکمیت موج تازه ای از بازداشت ها و دستگیری ها را آغاز کرده است. همچنین فضای امنیتی تهران و پرواز مداوم هلیکوپترها بر فراز تهران و برخی شهرهای بزرگ سوالاتی را در ذهن ایجاد می کند و شاید در این سکوت و بی خبری و احضارهای مداوم باید منتظر خبرهای تازه ای باشیم.
مستر بین و عطریانفر در مراسم ختم مادر علی فلاحیان!
ژوئیه 14, 2011مراسم ختم مادر علی فلاحیان وزیر سابق اطلاعات با دو عکس حاشیه ساز همراه بود.
حضور حمید ماهی صفت و محمدرضا عطریانفر در این مراسم جالب توجه است. عطریانفر از چهره های نزدیک به کارگزاران بود که پس از انتخابات و نمایش اعترافاتش به حاشیه رفت و دیگر حضوری پر رنگ در سیاست نداشت.
اضاقه می شود فلاحیان متهم اصلی قتلهای زنجیره ای و حادثه انفجار مرکز یهودیان آرژانتین است.
پخش سریال جنجالی معاویه و حسن و حسین + عکسها و فیلم پشت صحنه
ژوئیه 8, 2011اعتراف جالب لاریجانی به فرمایشی بودن مجلس/ آقا نظری ندارند!
ژوئن 30, 2011در در حاشيه جلسه علني روز گذشته مجلس؛ نادر قاضيپور نماينده مردم اروميه در تذكري خطاب به رئيس مجلس شوراي اسلامي گفت: برگههايي از سوي برخيها در صحن علني پخش شده كه در آن نظرات مقام معظم رهبري درباره عدم ادغام وزارت تعاون منتشر شده است.
پاسخ لاریجانی به این پرسش بسیار جالب بود که به یقین بخشی از تاریخ کشور خواهد شد.
رئيس مجلس شوراي اسلامي در پاسخ گفت: مقام معظم رهبري صبح امروز به بنده پيغام دادند و فرمودند كه درباره ادغام وزارت تعاون نظري ندارند. رئيس مجلس تأكيد كرد: من قبلا از مقام معظم رهبري در اينباره سؤال كرده بود كه ايشان فرموده بودند من در اين رابطه نظري ندارم و صبح امروز نيز رهبر معظم انقلاب به بنده پيغام دادند و فرمودند كه من درباره ادغام وزارت تعاون نظري ندارم و مجلس بايد تصميم بگيرد.
البته بر کسی پوشیده نیست که مجلس ایران عملا یکی از فرمایشی ترین نهاد های انتصابی تاریخ سیاسی کشور است اما اینکه در صحن علنی و با چنین صراحتی این موضوع مطرح می شود چنین شائبه ای را ایجاد می کند که فضای سیاسی کشور به سمت دیکتاتوری عریان پیش می رود. از گفته های رد و بدل شده در جلسه دیروز مجلس چنین به نظر می رسد که این نهاد به اصطلاح مردمی حتی در کوچکترین شئون خود از رهبر ایران نظرخواهی می کند و یا دست کم در خوشبینانه ترین حالت نظر شخصی رهبر ایران برایش آنچان مهم است که بر رای آنها اثر بگذارد.
هرچند قاعده چنین دخالتی در قانون نانوشته » حکم حکومتی» بنا نهاده شده است اما علنی شدن این میزان از تبعیت مجلس می تواند زنگ هشدار آغاز دیکتاتوری عریان باشد.
اضافه می شود این گفته های لاریجانی عینا از خبر گزاری های حکومتی نقل شده است.
پوستری برای آنها که مغزشان خالی است
ژوئن 29, 2011شاعر بحرینی هم اعتراف کرد/ آغاز پروژه تازه رسانه های ولایت وقیح
ژوئن 24, 2011ساعاتی پیش فیلمی منتشر شد از اعترافات آیات القرمزی. آیات حسن یوسف القرمزی دختر ۲۰ساله شاعر بحرینی که در جریان اعتراضات به حکومت بحرین بعلت سرودن و انتشار شعر اعتراضی در تظاهرات توسط مأموران حکومت دستگیر و زندانی شده بود، روز دوشنبه 20 ژوئن 2011 در تلویزیون دولتی بحرین از حکومت بحرین و خلیفه عذرخواهی کرد.
آیات القرمزی در برنامهی «حوار مفتوح» که «سعید الحمد» مجری آن است، تأکید کرد که به طور جدی از سرودن و قرائت قصیدهی خود پشیمان است.
آیات در این پیام کوتاه 20 ثانیهای میگوید: «من به طور جدی از آنچه انجام دادهام، و از گفتن آن الفاظ در حضور جمع، نسبت به ملک و در حق جناب نخستوزیر ، پشیمان هستم و از کلام خود عذرخواهی میکنم.»
گفتنی است در یکی از این تجمعاتی که در ۲۳ فوریه ۲۰۱۱ واقع در میدان لؤلؤ برگزار شده بود، آیات شعری بر ضد حکومت آل خلیفه و خصوصا شخص خلیفة بن سلمان آل خلیفة نخست وزیر بحرین خواند.، به همین علت یک دادگاه بحرینی آیات القرمزی را به یک سال زندان محکوم کرد.
پیش از این برای این شاعر در ایران مراسم گرامیداشتی برگزار شده بود که هزینه آن توسط نهادهای دولتی تامین شد.
اما نکته جالب توجه نحوه برخورد رسانه های حامی ولایت فقیه در ایران با این موضوع است.
در اعتراضات بحرین با کمتر از 50 کشته؛ شاعر معترض را به حداکثر یک سال حبس محکوم کردند اما در ایران وبلاگ نویس ها و روزنامه نگاران و اساتید دانشگاه زیر شکنجه جان می سپارند.
در سوریه تانک های اسد بیش از 1200 مرد و زن و کودک را غرقه به خون کردند و حامیان ولایت فقیه در سکوت به دنبال توجیه این کشتار هستند.
از همان روزهای آغاز قیامهای مردمی منطقه؛ رژیم اسلامی حاکم بر ایران تلاش کرد تا با فرافکنی و موج سواری، این قیام ها را موج بیداری اسلامی! نام نهد و حتی از این فراتر روند و در موارد متعدد و از تریبون های مختلف این قیام ها را الهام گرفته از انقلاب ایران و متصل به آن بدانند. از جلسات و نشست های پر هزینه گرفته تا هم اندیشی و همایش و شوهای تلویزیونی و صرف میلیاردها تومان از سرمایه ملی همگی تنها برای این بود تا افکار عمومی ایران و بخش هایی از جهان اسلام از واقعیت این قیام ها دور شود. هرچند در موارد متعددی همین شوها محلی برای رسوایی های بزرگ بود
این واقعیت که مردم منطقه پس از قیام مردمی ایران در سال 88 اینک برعلیه دیکتاتورهای خود برخواسته اند می توانست قیمتی گزاف برای حاکمان ایران باشد. در همین گیر و دار و پس از مانورهای وسیع تبلیغاتی بود که قیام مردم سوریه شکل گرفت. به جرات می توان گفت خواب شیرین آیت الله های ایران به سرعت تبدیل به بدترین کابوس آنها شد و اینگونه شد که درباره سوریه مجبور به دروغ پراکنی های رسانه ای و اعزام نیرو و مشاور برای بشار اسد شدند.
شباهت فوق العاده در سرکوب مردم توسط دیکتاتورهای منطقه و حاکمان ایران و نیز شیوه های انعکاس و توجیه این اخبار در رسانه های حکومتی حتی مرغ پخته را هم به خنده وا می دارد.
در این نمونه اخیر همه به یاد داریم ماجرای اعترافات تلویزیونی پس از انتخابات را که محملی برای مانور حامیان علی خامنه ای در ایران بود. توبه نامه هایی که از اوین و کهریزک صادر می شد هیچگاه مورد تایید مردم نبود البته در برابر همه انتقادها حکومت ایران دقیقا مشابه آل خلیفه در بحرین عمل کرد.
اما ذهن های ما خوب به یاد دارد که رسانه وقیح رهبر ایران با چه طمطراقی از شترسوارهای مبارک سخن راند و تصویر منتشر کرد حال آنکه هنوز هم در هر مناسبتی موتورسوارهای به اصطلاح حزب الله همان شیوه را برای سرکوب مردم در دستوردارند.
با انتشار این فیلم بازهم رسانه های ولایت مدار باید به فکر توجیه و تبلیغ برآیند . انگار چاهی که حفر کرده اند روز به روز عمیق تر می شود و آنها همچنان در آن دست و پا می زنند و مجبور به پرداخت هزینه های بیشتر هستند.
30 خرداد سالروز شهادت ندا آقا سلطان را فراموش نکنیم
ژوئن 19, 2011ولایت وقیحی که خونخواری او زبانزد است و همه او را به ضحاک ترجمان می کنند و رذالت و نخوت طرفدارانش روز به روز افزون تر می شود عاقبت سرنگون می شود. مدتهاست خون شهدای ما دامنگیر آنها شده است اما این از عهد سبز ما با شهدا نمی کاهد. فردا سالروز شهادت ندای وطن است و بر آنیم تا یادش را گرامی بداریم.
کنایه های صریح منیژه حکمت به فیلمهای حکومتی
ژوئن 14, 2011
منیژه حکمت هنرمند برجسته کشور در فیس بوک خود چنین نوشت:
مااهل سینمائیم ،باید کار کنیم و نمی دانم در زمانه ای که کسی دل و دماغ ندارد چرا تصمیم گرفتیم فیلم کمدی بسازیم ، ولی بالاخره فیلم «ورود آقایان ممنوع » را ساختیم . با جمعی از بهترین های سینمای حرفه ای و خوب هم از آب درآمد .
اکرانش چند بار به تعویق افتاد . یک روز به دلیل جشنواره فجر و یک بار به خاطر خالی کردن میدان برای عزیزکرده ها که هوس رکورد شکنی نوروزی داشتند . ( اشاره به اخراجی ها) اما حالا روی پرده است و میتوان به تماشایش رفت در زمانه ای که عده ای با ضرب و زور سکه و ماشین می خواهند مردم را واداربه دیدن فیلمی کنند که دروغ میگوید تا سینما را به سطح پفک و روغن نباتی و کشک برسانند ،فیلم ما هم اکران می شود . (اشاره به پایان نامه)
ما نمی توانیم سکه و جایزه بدهیم اما فیلم شریفی ساخته ایم که دوست داریم دیده شود .
کمدی است و البته نه کمدی فاخــر ! چون بودجه دولتی و میلیاردی نداشته و فیلمی که بخش خصوصی بسازد که فاخــر نمی شود اما کمدی بی ادعا ، مفرح و با شخصیتی است که ارزش دیدن دارد .
منیژه حکمت
با توجه به حضور هنرمندان سبز اندیش سینمای ایران مانند بهاره رهنما و رضا عطاران لزوم حمایت گسترده از این فیلم ضروری است.
به تازگی نیز صفحه فیس بوکی برای حمایت از اثر سینمایی راه اندازی شده است.
https://www.facebook.com/home.php?sk=group_191980934185928











